خوش آمدگویی

           

 

به وبلاگ روضه العباس خوش آمدید           محفل بسیجبان ورهروان شهدا.                       برترین فایل های صوتی مداحی و...                در سایت روضه العباس          منتظر شما هستیم <>                 التماس دعا   
            

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ادیب در یکشنبه پانزدهم دی 1392 ساعت 14:8 موضوع | لینک ثابت


متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله)
اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله
و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور
یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله)
زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة
انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل
و لا تعلم احدا
و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة

به نام خداوند بخشنده مهربان
این وصیت نامه فاطمه(سلام الله علیها) دختر رسول(صلی الله علیه و آله) خداست،
در حالی که وصیت می کند که شهادت می دهم،
خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست
و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت فرا خواهد رسید، شکی در آن نیست
و خداوند مردگان را زنده وارد محشر می کند.
ای علی! من فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد(صلی الله علیه و آله) هستم،
خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم.
تو از دیگران بر من سزاوارتری،
حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن
و هیچ کسی را اطلاع نده!
تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم


 

نوشته شده توسط ادیب در جمعه یکم فروردین 1393 ساعت 8:57 موضوع مذهبی | لینک ثابت


تسلیت شهادت حضرت زهرا(س)

مازنده به لطف ورحمت زهرائيم

مامور براي خدمت زهرائيم

روزي كه تمام خلق حيرانند

مامنتظرشفاعت زهرائيم

شهادت يگانه بانوي دوعالم فاطمه زهرا سلام عليها را به ساحت مقدس ولي عصر (عج)وبه عموم شيعيان تسليت ميگوييم.

 

اس ام اس ایام فاطمیه - اس ام اس شهادت حضرت فاطمه(س) - www.RadsMs.com 

 

 چه تعبيري خدادر نقطه دارد

كه تعبيري جدا هر نقطه دارد

به تعدادبهارعمر زهرا(س)

همين اندازه كوثرنقطه دارد

(سوره كوثر ۱۸نقطه دارد)


 

نوشته شده توسط ادیب در جمعه یکم فروردین 1393 ساعت 6:2 موضوع مذهبی | لینک ثابت


سخنان استادپناهیان درمورد هیئات عزاداری وعظمت روضه خوانی اهل بیت

سخنان استادپناهیان درمورد هیئات عزاداری وعظمت روضه خوانی اهل بیت

 

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مدرسه معصومیه قم بین طلاب و فضلای این مدرسه، با اشاره به اهمیت و نقشی که هیئات مذهبی در زندگی مردم دارند، تصريح كرد: امام حسین(ع) انسان را از فراز موانع عبور می دهد و نباید پشت موانع خود ساخته توقف کرد؛ چرا که با وجود حضرت اباعبدالله(ع) انسان حتی نیازی به از بین بردن موانع نخواهد داشت.

امام حسین(ع) دل ها را تسخیر می کند
 
وي با بیان اینکه امام حسین (ع) دل ها را تسخیر می کند، تاکید کرد: اگر امروز ما برای امام حسین(ع) کار نکنیم به طور قطع ایشان می توانند در جای دیگری مریدهایی بهتر از ما تربیت کنند و هیچ نیازی به ما ندارند.
 
این استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اثری که روضه ها بر روح و جان مردم دارد، بیان کرد: طلاب باید پیش از اینکه به عنوان عالم شناخته شوند به عنوان روضه خوان اهل بیت(ع) در جهان مطرح شود و امام(ره) نیز معتقد بودند که علما به دنبال علم رفتند تا روضه بخوانند.
 
تبلیغ مکتب امام حسین (ع) در جامعه کافی نیست
 
پناهيان با انتقاد از وضعیتی که امروز برای تبلیغ مکتب امام حسین(ع) وجود دارد، تصریح کرد: هیئات و دسته جات ما به قدر کافی بزرگ نیستند و مسئولان باید در این زمینه تلاش های مضاعف کنند.
 
وي با اینکه امروز وظیفه یک شیعه ابراز محبت نیست، بلکه ابراز مودت است، گفت: رونق دسته های عزاداری در روز عاشورا که اصل روضه اباعبدالله(ع) می باشد، کافی نیست و این امر به دلیل غفلت عاشقان و دوستان امام حسین(ع) است.
 
هیئات هفتگی به تبعیت از حضرت زهرا(س) برگزار می شود
 
این استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اینکه در طول تاریخ اهل بیت(ع) خدمات زیادی به ما کردند، اظهار داشت: هیئات هفتگی که به تبعیت از عزاداری هفتگی حضرت زهرا(س) برای حمزه سید الشهدا برگزار می شود، یکی از خدمات امام حسین(ع) به ما می باشد.
 
پناهیان با برشمردن برانگیختگی اندیشه و احساس به عنوان دو اتفاق مبارک که در روضه به وقوع می پیوندد، تاکید کرد: هیئت خوب هیئتی است که باعث تغییر و تعمیق انسان شود و با استفاده از هنر و زیبا نشان دادن ولایت و ایمان باید در برانگیختن احساس و اندیشه تلاش کند.
 
برای هیئتی بودن نیازی به معرفت نیست
 
وی با بیان اینکه برای هیئتی بودن نیازی به داشتن معرفت نیست و وجود فطرت پاک برای وصل شدن به این مکتب کافی است، بيان داشت: باید هر هفته به این مجالس وارد شد و این استمرار مهمتر از هر عامل دیگری در تربیت انسان می تواند نقش بازی کند.


 

نوشته شده توسط ادیب در یکشنبه هشتم دی 1392 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت


برنامه هیئت در ماه محرم

السِلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

هیئت روضه العباس ارومیه به مناسبت فرا رسیدن ماه عزای حسینی محرم  الحرام مراسم عزاداری از قبیل زنجیر زنی ـ سینه زنی ـ روضه خوانی ـ مناجات خوانی و... را  به شرح زیر اعلام مینماید از تمام علاقه مندان و عاشقان اباعبدالله جهت شرکت در مراسم دعوت به عمل می آید.

 

زمان: تمام شبهای محرم الحرام ـ ساعت شروع:۲۱

مکان: خ باکری ـ جارچی باشی ـ هیئت روضه العباس ارومیه

با مداحی مداحان و ذاکران اهل بیت: حاج سید مهدی حصاری ـ  کربلایی افشین دیزجی ـ حامد خاقانی ـ حاج سجادشبستری

التماس دعا


 

نوشته شده توسط ادیب در جمعه بیست و ششم آبان 1391 ساعت 7:56 موضوع | لینک ثابت


علل پدید آمدن عاشورا

علل پدید آمدن عاشورا


عاشورا، تقابل اندیشه و كردارناب، با دل هایی كه چراگاه بیگانه ها بودند.

رسول خدا(ص) فرمود:

اگر دل را نگهبانی می كردید كه هر چرنده ای در چراگاه آن وارد نشود، آنچه را من می بینم، شما هم می‌دیدید و آنچه را می شنوم، شما هم می شنیدید.

آنان كه گوششان به هر حرفی باز است، بیگانه از وحی خدا و سنت نبوی را به حریم دل آنان راه است و اعتقاد و اطاعتشان به یك ترجمه و یك نظریه، سست می شود و پندار خود را بر وحی خدا می بندند، چراگاه دلشان را به روی هر چرنده‌ای گشوده‌اند، و لذا نه چشمشان می‌بیند و نه گوششان حق را می شنود. دل خوش كنندگان به اصطلاح‌ها، مگر این حدیث را نشنیدند كه ملاك صحت كلام معصوم، قرآن است و اگر به آن عرضه كردند و با آن راست نیامد، لایق كوبیدن به دیواراست؟ تا چه رسد به كلام غیرمعصوم.

مگر نشنیدند كه مردی سال‌ها در خانه به روی خود بست، در قرآن فرو رفت، كتابی از تناقض‌های قرآن آراست و در ‌اندیشه بود كه آن را نشر دهد و از این همه یافته‌های خود، در پوست نمی گنجید. قضا را دیدارش با امام صادق(ع) افتاد و حضرت به او فرمود:

"آیا ممكن است آنچه تو از قرآن فهمیده ای و ضد و نقیضش دانسته ای، آن نباشد كه خدای متعال اراده فرموده است؟"

این جمله حضرت، جان او را بیدار كرد؛ دانست كه در این سالیان دراز، بر خوشایند نفس و زینت شیطان رفته است. كتابی را كه فخر خود می دانست، به آتش بیداری سوزاند.

عاشورا، جلوه تقابل دو تفكر است از دین، تفكری فربه شده از بسط شریعت، و تفكری پایبند به سنت نبوی.یك سوی میدان، تفكری فربه شده و بسط یافته از تسامح و تساهل نسبت به دین را به صف می یابیم. دین در این باور، نه محل بروز و صدور و اجرای احكام الهی است در پهنه جماعت مسلمین، بلكه خلاصه ای است در نماز، روزه، حج و ثواب اخروی.

و او را چه سعادت بود كه با این جمله بیدار شد، وگرنه چه كسانی كه جمله‌ها هیچ تاثیری در آنان نكرد چون: خوارج، اصحاب جمل، كاخ نشینان شام و غاصبان غدیر.

همواره آنان كه باب اخلاص را به روی تردیدها، شبهه ها و شریك‌ها گشوده اند، به نفاق پنهان و آشكار مبتلا گشته‌اند. آن جا كه مرزهای اندیشه مسلمانان در شام به روی رومیان گشوده می شود و سلوك، سیاست و فرهنگ آنان خوشایند نخبگان و خواص حكومت واقع می شود، چه انتظار از پایبندی به اعتقادها و پای فشردن بر سیره رسول خداست؟ آن بزرگ انسان عالم خلق، رسول اكرم(ص)، در میان مردم، چون آنان می زیست. دارالخلافه‌اش مسجد بود، سلوكش هرگز به امیران و رهبران روزگارش شبیه نبود و تمام پندارها را از رهبری دگرگون ساخته بود، اما امروز در مرزهای گشوده! و رفاقت اعتقادی! و دلهای چراگاه وحوش، این شیوه بسنده نیست. كبكبه ای می خواهد و كاخی، دست به سینه ها و چاكرانی، بیت المال گشوده ای و اختیار بی حساب و كتابی، سیاستش كه نیرنگ اساس آن باشد و فرهنگی كه فریب، رنگ و لعاب آن، و زیركی آن چنانی كه در معاویه سراغ است، نه در علی(ع)، چرا كه علی متعصب است به احكام الله و معاویه آزاد از تقید به آنها، و سیاست اموی را این لازم است، نه آن!!

در تمثیل قرآن هست كه آن كس كه چیزی را تمام دارد، بهتر است یا آن كس كه چیزی را شریك دارد؟ پذیرش وحی، اعتقاد به توحید و انجام هر عملی، باید خالص برای خدا باشد. اگر چنین شد، حاصلش رستگاری است والا چه بسیار كسانی كه گفتند لااله الاالله و رستگار نشدند. آیا در كلام رسول حق، خدشه ای بود كه فرمود قولوا لااله الاالله تفلحوا؟ یا آنان كه (اله) را طرد نكردند و(الله) را به كمال برنگرفتند تا به رستگاری دست یابند؟

علی(ع) كه در میدان نبرد با پهلوان عرب، از سینه خصم برمی خیزد تا خشم فرو نهد و تنها به خاطر رضای حق، جان او را بگیرد، شایسته صفت "موحد" می گردد و برای هدایت مردم برگزیده می شود. او كه پیام برائت رسول خدا را برمی گیرد و بی هیچ ملاحظه ای - نه برای مراعات جان و نه خوشایند و بدایند كفار و مشركین - تنها به انجام تكلیف كه قرائت برائت خدا و رسول او از مشركان است، می اندیشد، صلاحیت می یابد كه سكان جامعه مسلمین را در دست گیرد.

اینان كه امروز در برابرزاده رسول خدا صف آراسته اند، مرزهای دل خود را به روی هر چرنده ای گشوده اند و لذاست كه گفتار حق حسین (ع) و یارانش در دل آنان فرو نمی رود و چشمهایشان حسین(ع) را بر دوش پیامبر نمی بیند.

اینان، بارها اطاعت خدا و رسول او را در پای خوش آمدها و ملاحظه های قومی، منطقه ای و جهانی قربانی كرده‌اند، كه امروز حجت خدا را قربانی امیال خود می كنند.

اینان، مكرر ملاك ارزیابی حق و باطل را زیر پا نهادند تا امروز ملاكشان فرمان یزید است.

اینان، قبلا بر منبر رسول خدا پذیرای غاصبان، كج اندیشان و بداندیشان شده‌اند كه امروز یزید را بر آن مسند، امیرالمومنین می دانند و حكمش را حكم خدا!؟

اخلاص كه رفت، نفاق می آید. پای فشردن بر احكام الهی كه رفت، احكام غیرجایگزین می گردد. حاكم عادل و متقی كه رفت، فرمانروای ظالم و فاسد بر كار مسلط می شود. مرزها كه شكست، دل ها چراگاه هر فكر، ایده و نظر می گردد. و اینها، یكباره و از آسمان نازل نمی شود كه با یك لبخند، یك نشست، یك رضایت و یك احسنت شروع می شود و از بیرون و درون، دست بیگانه و نفس به هم می رسد و كار به این جا كشانده می شود.

اخلاص كه رفت، نفاق می آید. پای فشردن بر احكام الهی كه رفت، احكام غیرجایگزین می گردد. حاكم عادل و متقی كه رفت، فرمانروای ظالم و فاسد بر كار مسلط می شود. مرزها كه شكست، دل ها چراگاه هر فكر، ایده و نظر می گردد. و اینها، یكباره و از آسمان نازل نمی شود كه با یك لبخند، یك نشست، یك رضایت و یك احسنت شروع می شود و از بیرون و درون دست بیگانه و نفس به هم می رسد و كار به این جا كشانده می شود.

چرا حسین(ع) هدف قیام خود را، احیای سنت جدش، پیامبراكرم معرفی کرد؟ سنت پیامبر، دستخوش چه بدعتها، مرزشكنی‌ها و اندیشه‌های ناصوابی قرار گرفته بود كه حسین(ع) جان خود و یاران و اسارت خاندانش را برای اصلاح آن به میدان آورد؟

كربلا، میدان مقابله این دو گروه است، گروهی كه سنگر اندیشه وعمل خود را به روی بیگانه گشوده است و میزان را تنها عقل خود قرار داده اند. عقلی كه با اطاعت ناب خدا و رسول پیراسته نگردیده و آلوده انحراف و طغیان گشته است. با گروهی كه اندیشه و عمل خود را در زلال كوثر ولایت از هر بیگانه ای پاس داشته و سنگربان بیداری چون حسین(ع) را میزان صحت و سقم اندیشه و عمل خود قرار داده اند.

اخلاصی كه در سعادت و كمال انسان، آن قدر حائز اهمیت است و بدون آن، اعمال انسانی، هبا منثوراست، و چون گردی، با كوچكترین رویكرد دنیا پراكنده می شود، آن چنان كه اثری از آن نماند، اوج جلوه نقش خود را در كربلا به میدان آورد.

اندیشه‌ها و باورهای پاك، خالص و ناب كه در جهاد مستمر با نفس، از آلودگی‌ها صیانت شده بود، در صف حسین(ع) به استقبال شهادت ایستادند و همایش ابدی، برای بیداری انسانها آفریدند، كه تا دنیا باقی است، آن كه رنگ خدایی دارد و مهر اخلاص بر كردار و اندیشه اش خورده است، در این صف در مقابل ناكسان و دین به دنیا باختگان بایستد و آن كه رنگ غیرخدایی دارد، چه رنگ غربی و چه رنگ شرقی، یعنی رنگ غیر ولایت به خود گرفته باشد، در صف دنیا طلبان در مصاف با حسینیان زمان قرارگیرد.

حسین(ع) با یاران نابش در میدان كربلا ایستاد تا دل‌های گشوده به روی هر چرنده ای را رسوای تاریخ كند.

ایستاد تا آنان كه بر خوشآمد غیر خدا دل خوش كرده‌اند، به سراب پندارشان، حسرتی جگرسوز و به كردار زشتشان، پایانی دردناك رقم زنند. ایستاد تا مرزهای عقیده وعمل، تا پایان دنیا با رنگ خون، معین و مشخص باشد. مرزها مقدسند و دل‌ها حریم كبریا، و نامحرمان متجاوز به مرزها و حریمها را چه عاقبت، جز ننگ و شكست و این درس عاشوراست كه :

كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا

تقابل دو تفکر در عاشورا

عاشورا، جلوه تقابل دو تفكر است از دین، تفكری فربه شده از بسط شریعت، و تفكری پایبند به سنت نبوی.

یك سوی میدان، تفكری فربه شده و بسط یافته از تسامح و تساهل نسبت به دین را به صف می یابیم. دین در این باور، نه محل بروز و صدور و اجرای احكام الهی است در پهنه جماعت مسلمین، بلكه خلاصه ای است در نماز، روزه، حج و ثواب اخروی. آن جا كه "شریح قاضی" عالم مدعی، به فتوای قتل حسین بن علی(ع) می‌نشیند یا "ابوموسی اشعری" در مقام حكمیت، به عزل علی(ع) لب می گشاید، چه فربهی در معرفت دینی آنان حاصل شده است؟ اگر اقتضای زمان و عقل معیشت دنیا، معرفت دینی را فربه می سازد، این نتیجه آن فربهی است و نتیجه با مقدمه كاملا همخوان است. جایی كه "ابوسفیان" و امویانی چون "مروان" و "ولید"، آن تبعیدیان مادام العمر توسط رسول خدا، در صف شریعت خواهان و حاكمان دینی ظاهرمی شوند و حكم در دست می گیرند و اجتهاد می‌كنند، چه بسطی در شریعت صورت گرفته است؟ اجتهاد اموی در برابر نص نبوی وعلوی، نه آن بسطی كه میوه اش این است؟

رسول خدا(ص) فرمود:اگر دل را نگهبانی می كردید كه هر چرنده ای در چراگاه آن وارد نشود، آنچه را من می بینم، شما هم می‌دیدید و آنچه را می شنوم، شما هم می شنیدید.

مجلسی كه در آن خلیفه، جانشین رسول الله!! دست به قدح شراب می برد و خنیاگران می نوازند و رقاصان به رقص، آن هم در دارالخلافه، چه تسامح و تساهلی در احكام دین و سنت نبوی صورت گرفته است كه توجیه و گذشتن از كنار هتك حرمات الله، عین دیانت و دین مداری تلقی می گردد؟ مگر دربار شام، خالی از صحابی و مومنان به دین بود؟ نه، بلكه آنان در جریان تفكر تغذیه شده از آزادشدگان رسول خدا و جذب شده به اسلام توسط غنایم مسلمین، به باوری از دین رسیده‌اند كه چنین محرماتی را عین اقتضای زمان و عقل معاش و تدبیر امت می‌دانند! اگر در كاخ معاویه و یزید، مشاوران غیرمسلمان، تدبیر سیاست و حكومت به امیرمومنان!! می‌آموزند، چه تسامح و بردباری مذهبی صورت گرفته كه مرزها چنین مخدوش شده اند؟

مدارای در دین، به هر مفهومی باشد، اگر منتهی به زیر پا گذاشتن یك حكم از احكام الهی شود، مخدوش است و القای ستمگرانی است كه حقانیت دین را دشمن دارند و طالب برچیده شدن قدم به قدم دین از صحنه اجتماعند.

اگر امام یا فقیهی عادل و با تقوا، در جهت مصلحت مسلمین، چند صباحی حكمی را تعطیل نماید، نه از باب مدارا و تسامح است، كه برای حفظ قدرت اسلام و تقویت مسلمین می باشد."تقیه" در این دیدگاه، سلاح است نه تسلیم، خود یك حكم الهی است نه نفاق، و یك تدبیرعقلانی و شرعی است، نه یك ضعف. علی(ع)، اگر پس از انحراف ولایت در"سقیفه"، شمشیر در نیام می كند، كسی او را به جبن و ترس و نفاق متهم نمی نماید، بلكه او را می ستاید كه برای وحدت امت اسلام و تقویت آن، نفس خود را در رضایت الهی محبوس می نماید تا چراغ هدایت حق برافروخته بماند. اما مدارا و تدبیری كه از اسلاف یزید و خود او دیده می شود، هتك حریم احكام الله است و شكستن مصلحت و قوام و دوام مسلمین. مگر كسی می تواند تدبیر امت اسلام و حفظ قوت وعزت آن را بنماید، اما خود از اسلام وعزتش بی بهره و كم نصیب باشد؟

آن جا كه علی در صفین، حاضر نشد لشكریان معاویه را به محاصره اقتصادی كشد و شریعه آب را به روی آنان ببندد، ولی معاویه چنین كرد، تفاوت تدبیر روشن گشته بود. علی(ع) بر احكام خدا پای می فشارد، و برای رسیدن به دنیای آباد، بر سر دین خدا معامله نمی كند و متعصبانه بر باور دینی پای می فشارد، ولی معاویه همه چیز را مباح می داند و فرق این دو درهمین معناست.

وقتی‌ از علی(ع) خواستند تا چند صباحی معاویه را بر استانداری شام به رسمیت بشناسد، چیزی به (طلحه) و (زبیر) بدهد و آنان را راضی روانه بصره كند تا قدرتش استوار گردد و بعد آنچه خواهد، انجام دهد، این‌ پیشنهاد، جز مدارا، تسامح و تساهل با اهل باطل و زیاده طلبان بود؟ چرا علی(ع) زیر بار نصیحت یاران غافل خود نرفت؟ مدارا در این جا، شكستن اسلام است. شكستنی كه جبران آن ممكن نیست. اگر به دست ولی امر مسلمین، چنین‌ شكافی در اسلام پدید آید، چه دستی توان پر كردن آن را خواهد داشت؟علی(ع) چه باك دارد از این كه او را مدبر بخوانند یا نخوانند؟ چه بیم دارد از این كه شكست بخورد یا پیروز شود؟ مدحش كنند یا مذمتش نمایند؟ پیروی‌اش كنند یا مقابلش بایستند؟ او برای این چیزها زمام حكومت مسلمین را به دست نگرفته است كه امروز دغدغه از دست دادن آن را با تدبیرها و تسامح های این چنینی جبران كند. او برای خدا به میدان هدایت امت آمده است و ذره‌ای كردار و گفتار خلاف هدایت از او صادر نخواهد شد. او به رضایت حق نظر دارد و اطاعت او را آویزه گوش خود كرده است، نه دشمنان خدا را، پس نه چیزی می گوید و نه كاری می‌كند كه دشمنان خشنود شوند. امروز هم حسین(ع) و یزید ادامه همان پیكار علی(ع) و معاویه هستند. یكی در اندیشه رضای حق و اطاعت از او كه پایبندی بر شریعت است و جریان آن به مصلحت، عزت و كرامت مسلمین؛ و دیگری در فكرخوش آمد سلیقه ها و اندیشه های مختلف كه در اثر بردباری، تسامح و تساهل، گردهم آمده، دربار شام را مركز خود ساخته‌اند و دغدغه عیش و نوش فراهم شده از این فربهی معرفت دینی، دین ابوسفیانی، آنان را وادار به هر كاری می كند. عدم پایبندی یزید و مشاوران و نزدیكان او به دین و احكام خدایی، معرفتشان را برای سنخیت با جهنم فربه می‌ساخت، آن چنان كه شكمشان با بلعیدن بیت المال مسلمین فربه می شد و رنگ رخسارشان، سرخی آتش به خود می گرفت.

و در آن سوی میدان، تفكر علوی، پیرو قرآن و سنت نبوی، در اندیشه جریان احكام الله در جامعه، خوش به رضایت خدای تبارك و تعالی، پشت به رضایت دنیاداران و افسارگسیختگان وادی تطمیع و ارعاب، نه در قبض (تحجر و گوشه نشینی)، تا در گوشه عزلت، چون برخی نامداران زمانه، از رویارویی تمام كفار با تمامی اسلام چشم بپوشند و به ذكر بی فكر بپردازند و از پاسخگویی به نیازهای زمانه باز مانند، و نه در بسط (تسامح و تساهل نسبت به حدود الهی) كه یزید را در مسند امیرالمومنین پذیرا گردند و دست در دست كفر اموی بگذارند و زر و قدح آنان را به رضوان الهی ترجیح دهند. اینان بر سر احكام خدا، غیرتمندانه ایستاده‌اند و بر سر آن حاضر به بردباری و معامله نیستند، اگر چه جان، سودای این ایستادگی شود و زنان و فرزندانشان به اسارت دینداران فربه شده درآیند. تفكر آنان از دین، در ولایت جهت یافته است و زنگار جاهلیت اموی و تبلیغات گسترده آنان، در دل آكنده از محبت آنان به اهل‌بیت(ع) بی تاثیراست. آنان اسب سركش نفس و سوسوی علم وعقل را در دست‌های با كفایت ولایت، در میدان ظلمات كفر و ضلالت جهل، به مركبی رام و چراغی فروزان بدل كرده‌اند. آن چنان كه برای همیشه، كشتی نجات، چراغ هدایت خلایق گشته‌اند و راه خدا را برای همیشه بر دزدان معرفت دینی بسته و بر تشنگان هدایت ولایی، باز و هموار باقی گذاشته اند.



 

نوشته شده توسط ادیب در جمعه بیست و ششم آبان 1391 ساعت 6:2 موضوع مذهبی | لینک ثابت


باکاروان

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 


 

نوشته شده توسط ادیب در جمعه بیست و ششم آبان 1391 ساعت 5:57 موضوع مذهبی | لینک ثابت


حج در کربلا

حج در کربلا:

اینجا در صفای کربلا : ساقی تشنه است

تقصیر در کربلا :سر دادن است

سعی در کربلا : تشنگی علی اصغر است

طواف در کربلا : زیر سم اسبان است

السلام علیک یا ثارالله

بانوی نور :

شرمنده ایم که بهای "حسینی شدن" ما "بی حسین "شدن تو بود

و شرمنده تر آن که

تو "بی حسین " شدی و ما "حسینی نشدیم .






 

نوشته شده توسط ادیب در دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ساعت 8:15 موضوع مذهبی | لینک ثابت


احکام بسیار خواندنی در مورد عزاداری حضرت امام حسین


   احکام عزاداری امام حسین علیه السلام مقدم              ه:    تمام اعمال و رفتار انسانها; چه فردی و چه اجتماعی، مشمول حکمی از احکام شرعی می باشد و تمام موضوعاتی که به گونه ای با رفتار آدمی ارتباط پیدا می کند، در فقه اسلامی دارای قانون و مقرراتی است . عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام نیز همچون سایر اعمال انسان دارای احکامی است که در این مختصر بدان می پردازیم . لازم به ذکر است که برای جمع آوری این احکام، از فتاوا و سخنان مراجع معظم تقلید و عالمان بزرگوار تا آنجا که مقدور بوده ست سود برده ایم و از آنجا که دررساله های عملیه و استفتائات همه مراجع بزرگوار، درباره عزاداری در ابعاد مختلف بحث نشده است، فقط به فتاوا و استفتائات موجود بسنده کرده ایم . احکام عزاداری امام خمینی رحمه الله: «عزاداری برای سیدالشهداء از افضل قربات و مایه تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است .» (1) سؤال: آیا بر پا کردن مراسم عزاداری [توسط زن] بدون اذن شوهر جایز می باشد؟ آیت الله نوری همدانی: در صورتی که از اموال شوهر باشد جایز نیست . (2) سؤال: گاهی برخی از دسته ها که وارد مسجد می شوند، با کفش وارد می شوند، که نوعی بی احترامی به مسجد محسوب می شود، لطفا بفرمائید که این مسئله چه حکمی دارد؟ آیت الله نوری همدانی: اگر موجب هتک شود اشکال دارد . (3) سؤال: در مورد زنجیر زنی که منجر به سیاه شدن یا مجروح شدن بدن می شود و همچنین غالبا پشت پیراهن افراد باز است و بیشتر درخیابان و معابر عمومی ظاهر می شوند، نظر شما چیست؟ امام خمینی رحمه الله: مانعی ندارد، مگر اینکه موجب ضرر فاحش بر بدن شود . (4) سؤال: آیا برهنه شدن مردان با حضور زنان برای عزاداری عیب دارد یا خیر؟ آیت الله فاضل لنکرانی: مانعی ندارد و زنها نباید به بدن مرد اجنبی نظر کنند . (5) سؤال: در مجالس زنانه، زنان مداحی و سخنرانی می کنند و صدای آنها به گوش مردان رهگذر می رسد . آیا این عمل جایز است؟ آیت الله فاضل لنکرانی: شنیدن صدای ایشان اگر در معرض ریبه و التذاذ نباشد حرام نیست . (6) سؤال: سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ می باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون می شود چه حکمی دارد؟ آیت الله مکاری شیرازی: کیفیت عزاداری باید چنان باشد که بهانه ای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود . (7) بقیه در ادامه مطالب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ادیب در دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ساعت 8:0 موضوع مذهبی | لینک ثابت


جلسات محرم وصفر برقرار است

                                                http://www.islamupload.ir/user_uploads/iukafolabbas3772/k-25.jpg

پایگاه شخصی نوای ذاکران هیئت روضه العباس به نقل از پایگاه شخصی حاج محمود کریمی خبر جراحات شدید بر اثر تصادف و لغو جلسات محرم و صفر امسال را قویاً تکذیب می کند.

در پی انتشار خبر تصادف شدید حاج محمود کریمی از سوی برخی خبرگزاری ها و رسانه های خبری به اطلاع عموم دوستداران مداح اهل بیت حاج محمود کریمی می رساند که حال عمومی ایشان بسیار خوب است و کلیه جلسات محرم و صفر امسال برقرار می باشد.


 

نوشته شده توسط ادیب در پنجشنبه پنجم آبان 1390 ساعت 18:50 موضوع مذهبی | لینک ثابت


ماه رمضان ماه میهمانی خدا

سلام . ماه رمضون امسال هم داره میاد . خدا رو شکر می کنم که این فرصت رو به من عنایت کرد تا بتونم امسال هم از برکات این ماه استفاده کنم . خدا رو شکر می کنم که میتونم تو مهمونی خدا شرکت کنم . چه زیباست که آدم بتونه تو مهمونییی شرکت کنه که خدا میزبان او مهمونی باشه . امکان نداره که مهمون چیزی از صاحب خونه بخواد و واسش فراهم نشه . از ترس آبرو هم که شده حتما صاحب خونه واسش فراهم می کنه . حالا که مهمون خدا شدم می خوام ازش چیزای خوبی طلب کنم . فرج مهدی فاطمه . شفای همه ی اونایی که التماس دعا داشتن .. زیارت حرم خوشگل آقامون حسین(ع) . بخشش گناهام و...


 مطمئنم که دست رد به سینم نمی زنه .می دونم که بنده ی فراریشو رد نمی کنه . مگه خود خدا نفرموده که هرموقع خواستید با کسی درد ودل کنید بیاید پیش خودم . مگه خودش نفرموده که اگه بندم یه قدم به طرف من برداره من قدم ها به طرفش برمیدارم . مگه خودش نفرموده که بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارو .
پس اگه هنوزم با تموم وجود به مهمونیه خدا نرفتی ، دیر نشده . از همین حالا شروع کن ... بسم الله   



 

نوشته شده توسط ادیب در دوشنبه سوم مرداد 1390 ساعت 7:50 موضوع مذهبی | لینک ثابت


ماه رمضان ماه مهمانی خدا

08950466926724759462.jpg

« طبیعت با بهار طراوت مى‏یابد و معنویت با بهار رمضان اوج مى‏گیرد.

 

                            بهار طبیعت با نوروز آغاز مى‏شود و بهار معنویت با ماه رمضان.

 

 سردى طبیعت با شكوفه‏هاى بهارى و سرود بلبلان رخت بر مى‏بندد و یخهاى عصیان و نافرمانى، با

زمزمه‏هاى نیمه شب رمضان و ترنم دعاى رمضانیان آب مى‏شود.

 

 در رمضان است كه مى‏توان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افكند و در عید فطر پیروزى

فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.

 

اگر گردش زمین دور خورشید، آغازگر سال شمسى است واگر تكاپوى ماه بر گرد زمین، نوید بخش سال

 قمرى؛ حركت سالك عاشق در رمضان المبارك در مدار توحید، طلایه دار سال معنوى است و پیروزى قلب

سلیم بر شهوت بدخیم، نوروز آن.

به ياري خداوند دیگر بار اسیر نفس فرومایه نشويم (نشوم)و عزت خدایى را با ذلّت شیطانى معاوضه

 نكنيم(نكنم)»

 

                                             التماس دعا


 

نوشته شده توسط ادیب در دوشنبه سوم مرداد 1390 ساعت 7:7 موضوع مذهبی | لینک ثابت


اعلام مراسم هیئت

       السلام علیک یا ایتها الصدیقه الشهیده

به مناسبت ایام سوگواری    حضرت زهرا (س)

مراسمی جهت تسلی قلب نازنین حضرت بقیه ا.. اعظم (عج) با مداحی کربلایی کریم آسایی حاج سید مهدی حصاری و کربلایی محمد باراندوزی برگزار میگردد. 

زمان:روزهای پنجشنبه وجمعه۱۶ و۱۵/۲/۹۰          شروع مراسم :۲۲ 

مکان:خ محراب - خ پرواز -پلاک ۴۸

   هیئت روضه العباس(ع) ارومیه

      پایگاه مقاومت شهید مدنی(ره)

      محفل بسیجیان ورهروان شهدا

 


 

نوشته شده توسط ادیب در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 11:2 موضوع اطلاع رسانی مراسمات هیات | لینک ثابت


اعلام مراسم هییت

 مراسم هیئت روضه العباس(ع)ارومیه

              (( به مناسبت بازگشت زائرین کربلای معلی و سوریه ))

      مداحان:                کربلایی کریم آسایی

                   کربلایی محمدباراندوزی

 زمان:پنجشنبه۱۹/۱۲/۸۹                      شروع مراسم از ساعت:۲۱

      مکان:خ محراب-۲۰متری پرواز-پ۴۸


 

نوشته شده توسط ادیب در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ساعت 9:44 موضوع اطلاع رسانی مراسمات هیات | لینک ثابت


به مناسبت نزدیک شدن اربعین حسینی

زیارت اربعین که در مفاتیح الجنان هم آمده یکی از زیارت های زیبا و پرمحتوای امام حسین (ع) است که در روز اربعین و سایر اوقات خواندن آن مستحب است .

واقعا معانی آن به دل می نشیند :

زیارت اربعین

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛

سلام بر ولى خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ ؛

سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ

سلام بر حسین مظلوم و شهید

اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ

سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاری‌ها اسیر بود و كشته اشكِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ

خدایا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود كه كامیاب شد

بكَرامَتِكَ اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ

به بزرگداشت تو، گرامیش كردى به وسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاكزادى

وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ

و قرارش دادى یكى از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یكى از كسانى كه از حق دفاع كردند

وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ

و میراث‌هاى پیمبران را به او دادى و از اوصیائى كه حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى

فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیكَ

او نیز در دعوت مردم جاى عذر و بهانه‌اى (براى كسى) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهى كرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ

تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى

وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى؛

 و چنان شد كه همدست شدند بر علیه آن حضرت كسانى كه دنیا فریبشان داد.

وَ شَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّى فى هَواهُ

و فروختند بهره (كامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و بداد آخرتش را در مقابل بهائى اندك و بى مقدار و بزرگى كردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون كردند،

وَاَسْخَطَكَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّكَ

و تو و پیامبرت را به خشم آوردند

وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ

و پیروى كردند از میان بندگانت آنانى را كه اهل دو دستگى و نفاق بودند و كسانى را كه بارهاى سنگین گناه به دوش مى‌كشیدند

الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ فى طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ

و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (كه چنان دید) با شكیبائى و پاداش جوئى با آنها جهاد كرد تا خونش در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شكسته شد

اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً

خدایا آنان را لعنت كن به لعنتى وبال دار و عذابشان كن به عذابى دردناك

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء

اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ

گواهى دهم كه به راستى تو امانتدار خدا و فرزند امانت‌‌دار اویى سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا رفتى

حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ

و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم كه خدا به راستى وفا كند بدان وعده‌اى كه به تو داده،

وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ

و به هلاكت رساند هر كه را كه دست از یاریت برداشت و عذاب كند كسى كه تو را كشت و گواهی دهم كه تو به خوبى وفا كردى به عهد خدا،

وَ جاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیكَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ،

و جهاد كردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت كند كسى كه تو را كشت

وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ

و خدا لعنت كند كسى كه به تو ستم كرد و خدا لعنت كند مردمى كه شنیدند جریان كشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند،

اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.

خدایا من تو را گواه مى‌گیرم كه من دوست دارم هر كه او را دوست دارد و دشمنم با هر كه او را دشمن دارد پدرم و مادرم به فدایت اى فرزند رسول خدا.

اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ،

گواهى دهم كه تو به راستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحم‌هایى پاكیزه

لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها،

كه آلوده‌ات نكرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگی‌هایش و در برت نكرد از لباس‌هاى چركینش

وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْكانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ،

و گواهى دهم كه به راستى تو از پایه‌هاى دین و ستون‌هاى محكم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمان هستی

وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ،

و گواهى دهم كه تو به راستى پیشواى نیكوكار با تقوا و پسندیده و پاكیزه و راهنماى راه یافته‌اى

وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَ اَعْلامُ الْهُدى

و گواهى دهم كه همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوا و نشانه‌هاى هدایت

وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا وَ اَشْهَدُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ

و رشته‌هاى محكم (حق و فضیلت) و حجت‌هایى بر مردم دنیا هستند و گواهى دهم كه من به شما ایمان دارم

وَ بِاِیابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَ خَواتیمِ عَمَلى وَ قَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ،

و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب كردارم و دلم تسلیم دل شما است

وَ اَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ،

و كارم پیرو كار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آن كه خدا در ظهورتان اجازه دهد

فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَرْواحِكُمْ،

پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهاى خدا بر شما و بر روان‌هاى شما

وَ اَجْسادِكُمْ وَ شاهِدِكُمْ وَ غاَّئِبِكُمْ وَ ظاهِرِكُمْ وَ باطِنِكُمْ.

و پیكرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشكارتان و نهانتان.

آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

آمین اى پروردگار جهانیان.

 


 

نوشته شده توسط ادیب در سه شنبه چهاردهم دی 1389 ساعت 8:24 موضوع مذهبی | لینک ثابت


اعلام مراسم هیئت

                

 مراسم هیئت روضه العباس(ع)ارومیه

              (( به مناسبت شب شهادت امام زین العابدین(ع) ))

      مداحان:                 حاج سیدمهدی حصاری

                   کربلایی رضا جاویدکیا

                  کربلایی محمدباراندوزی          

                     1o8cb0ynqkxrejydgi2a.jpg

 زمان:پنجشنبه۹/۱۰/۸۹                      شروع مراسم از ساعت:۲۱

      مکان:خ المهدی(اسلام آباد)- کوچه۲۸

 

 


 

نوشته شده توسط ادیب در سه شنبه هفتم دی 1389 ساعت 10:38 موضوع اطلاع رسانی مراسمات هیات | لینک ثابت


شهادت امام زین العابدین (ع)، پاسدار قیام خونین کربلا بر عموم شیعیان تسلیت باد.

پاسدار نهضت کربلا
امام زین العابدین (ع) در سال 37 هجری تولد یافت پدر بزرگوارش امام حسین (ع) وجد بزرگوارش امام علی (ع) است که امام زین العابدین (ع) تنها دوسال از آخر عمر امام علی (ع) را درک کردند .

چهره امام چهارم (ع)
چون دوران آن حضرت پراضصراب ترین وخفقانی ترین عصر خون ، وارعاب بنی امیه است وجنایات ننگین وسیاه آنان ،صفحات تاریخ سیاه عصر خلافت اموی را سیاهتر وننگین تر از همیشه کرده است،نشان دادن چهره راستین چهارمین پیشوای شیعه امام زین العابدین (ع) دشوارتر و پیچیده تر است .
امام چهارم (ع) در این دوره اختناق وخفقان که در آن زمامداران خود کامه وعیاش وخونریز اموی همه قوانین مقدسات اسلامی را به بازی گرفته ؛ وتمام حقوق انسانی واخلاقی را زیر پا گذاشته بودند وبرای کسی وچیزی ، ارزش واحترام قائل نبودند ، می زیست وبا زمامداران روبرو بود که روی چنگیز وهلاکو و... را سفید کرده بودند !
امام زین العابدین (ع) هم عصر با یزید ، عبدالله بن زبیر ، مروان ، عبدالملک و ولید بن عبدالملک خلفای ستمگر دیگر اموی بود .

بیماری امام
ایشان وارث رنج واندوه ومصیبتی جانکاه و نیز وارث انقلاب خونین وبسیار عمیق کربلا بودند ، که در آن روز (عاشورا) در کربلا به طرز معجزه آمیزی مریض بودند .شکی نیست که بیماری امام (ع) موقت ومصلحتی از طرف خداوند بود . خداوند می خواست از طریق عوامل طبیعی وعادی ، حجت خود را حفظ کند زیرا می دانیم که همین بیماری کوتاه باعث شد که امام در کشتار بیرحمانه سربازان یزید ، سالم بماند .
اضافه بر این وقتی که لشکر طبق خوی بیابان گردی ووحشیگری برای غارت به جادرها؛ حمله بردند ، با بدن نبمه جان زین العابدین (ع) مواجه شدند که بر بستر افتاده است ، عده ای آماده کشتن وی شدند ولی برخی گفتند او خود می میرد ، چرا ما دست بخونش بیالائیم .
این بیماری موقت بود وآثارش تا کوفه و شام در جسم آن حضرت باقی بود ولی امام علی رغم همه این مشکلات وناراحتی های جسمی وروحی ، قلبی آرام ودلی قوی وشجاع و روحی با شهامت داشت .

شجاعت کم نظیر
برای رهائی از ذلت وبردگی ؛ وبازیابی وعزت وآزادگی ، فراهم ساختن زمینه ای برای یک انقلاب ریشه دار وبنیادی ، در سطحی گسترده، بر ضد بیداد وخفقان وتحریف حقایق ، راهی جز آگاهی وبیداری وروشنگری مردم نیست ... پس باید مردم را آگاه کردوبه آنان آگاهی وشناخت دادتا احساس مسئولیت کنند ، آنگاه خودبخود ، شورش وانقلاب پدید می آید.
این جزء نقشه امام حسین (ع) بود ؛ که مرحله اول را خود ویارانش با شهادت انجام دادند ومرحله دوم وحساس ودشوارترینش ، بر عهده امام زین العابدین ( وزینب کبری ) بود .

سخنرانی کوتاه وپرشور امام
امام با جمعی انبوه که بیشتر آمده بو دند تماشای اسیرانی که بیگانه از اسلام معرفی شده بود ، اشاره کرد که سکوت کنند . وهمه ساکت شدند ! ، آنگه پس از ستایش ودرود خداوند فرمود :
مردم آنکس که مرا نمی شناسد خود را معرفی می کنم . من پسر حسین (ع) پسر علی بن ابیطالبم من پسر شهیدی هستم که حرمت او را شکسته وزنانش را اسیر ساخته و آنان راغارت کردید. من به خود می بالم که پدرم را به ناحق وبیگناه سر بریدند. مردم ! شما را بخدا سوگند آیا می دانید که به پدرم چه نوشتید ؟ میدانید که نخست با او پیماری یاری بستید ؟ آنگاه او را بانیرنگ وخدعه بقتل رساندید. مرگ بر شما ، نابود باشید که به چه کار زشت و پستی دست زدید ... در قیامت چه خواهید گفت ؟ روزی که پیامبر به شما بگوید : که فرزندانم را کشتید وحرمتم را در هم شکستید ، از امت من نیستید با چه رو به او نگاه خواهید کرد ؟
این سخنان کوتاه وجانگداز در آن محیط خفقان وارعاب ، طوفانی بپا کرد وچنان در عمق روح وجان مردم کوفه نفوذ کرد که می گریستند وهمدیگر را ملامت می کردند واز همانجا شعارها بر ضد حکومت وبه نفع امام حسین (ع9 داده شد وهمه اعلام آمادگی کردند وبه یزید ودستیارانش لعنت فرستادند .
این خطبه کوتاه پرده سیاه تحریف را کنار زد وماهیت امام حسین (ع) وچهره دشمنان را نشان داد . وهنوز خطبه تمام نشده بود که بانک از مردم برخاست وهمه گریه کنان همدیگر را ملامت می کردند ومی گریستند ومی گفتند : بخدا تباه شدید ونمی دانید !!
امام در برابر هیجان مردم فرمود : خدا رحمت کند کسی را که پند م را بشنود ووصیتم را بکار بندد
همگی بیکباره فریاد زدند که : همه ما فرمانبرداریم وهمه حرمت ترا نگاه میداریم ، ما با دشمنان شما پیکار می کنیم یزید را می گیریم وبدست شما می سپاریم آنچه می خواهی امر کن تا انجام دهیم ما از کسانی که بر شما ستم کرده اند بیزاریم .!
حضرت که قصدش بیداری افکار وشناساندن وآگاهی مردم بود ومی دانست شرایط واوضاع آماده قیام نیست وبا قدرت وموقعیت دستگاه حاکمه ، هر شورش وانقلابی در نطفه خفه می شود وهنوز تا روشنگری افکار توده ، راهی بس دراز در پیش است وباید مرکز خلافت را که در چنبر استعمار فکری گرفتار است ودر آتش جهل بنی امیه می سوزد ، روشن گردد و...
پس در برابر هیجان ، آنان را به نفاق وکار شکنی های شان سرزنش کرد وگفت :
مردم نیرنگ باز کوفه . حاشا که دیگر فریب شما را بخوریم ؛ می خواهید با من بسان پدرم رفتار کنید ؛ هنوز جراحتی که بر دل داریم ، بهبود نیافته است و... نه ما را یاری کنید ونه به جنگ مان برخیزید ....

شاگردان مکتب امام (ع)
پس از پایان اسارت وبازگشت به مدینه ، امام (ع) در آن جو خاص ، به تربیت مسلمانان ونشر معاوف دین همت گماشت وافراد بیشماری از مکتب سازنده وآموزنده امام بهره مند شدند . که از آنجمله است : شیخ طوسی ، ابو حمزه ثمالی ، جابر بن عبدالله انصاری ، عامر بن وائله کنانی ،...

شهادت امام (ع)
در تاریخ شهادت امام چهارم (ع) اختلاف نظرهائی بین مورخین هست ولی بنابه مدارک معتبر در 25 محرم سال 95هجری در سن 57 سالگی پس از یک دوره زندگی سراسر رنج واندوه ومبارزه وجهاد ؛ بدستور ولید بن عبدالملک خلیفه ستمگر اموی ، توسط هشام بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسید ودر قبرستان بقیع در مدینه کنار قبر امام حسن (ع) دفن گردید.


 

نوشته شده توسط ادیب در دوشنبه ششم دی 1389 ساعت 8:4 موضوع مذهبی | لینک ثابت


هر روز عاشوار و هر سرزمين، کربلا

 

                                      

  تا عصر عاشورا، پرچم به دوش حسين بود، اما پس ازآن، بيرق سرخ جهاد به دست هاي حيدري زينب

 سپرده شد. امان از حيراني و سرگرداني عصر عاشورا؛ نمي دانم بر زينب چه گذشت که آن شب، نماز شب

 را نشسته خواند؟

زينب، کاري حسيني کرد و انقلاب حسين(ع) را،جهاني و جاودانه.

از زينب چه بگويم؛عرفان زينب تا آنجاست که وقتي پيکر پاره پاره حسين را بر دست مي گيرد، سر به
 
 آسمان بر مي داردکه : «خدايا!اين قرباني را از ما خاندان بپذير!»اين بانوي صبر و حماسه کيست؟
 
 بانويي که با کلامش چنان آتشي درخرمن يزيديان افکند که هستي شان يک سره برباد رفت و
 
 بانويي که صداي گام هايش و جلال کلامش، خاطره علي بزرگ را در يادها زنده مي کرد.
 
 سري که زينب برچوبه محمل کوبيد،زيباترين عشق بازي اين خواهر داغ ديده است که آدمي
 
 را درحيرت فرو مي برد؛ او که منزل به منزل، سرحسين را برنيزه مي ديد و مي سوخت؛ او
 
 که به جاي همه تازيانه مي خورد و بي واهمه در برابر دنياي همه يزيدها مي ايستاد.
 
 ازخون،حجاب صورت خود کرده يا حسين!

جزخواهرت که ديده به عفت، زن اين چنين؟ پس از حسين،کربلايي در رکاب زينب آغاز شد.
 
 يزيديان گمان مي بردند کار حسين را تمام کرده اند، بي خبر از اينکه زينب، وارث حسين
 
 است .

عصر عاشوراست . صداي چکاچک شمشيرها و هياهوي تيرها و سنگ ها، جاي خود را به
 
 غارت خيمه ها داده است ؛ آن هم در سايه شعله هاي آتش. حسين و يارانش هر يک در
 
 گوشه اي از دشت، بي سر درخاک وخون خفته اند. شهيدان، ديگر تشنه نيستند.
 
چه بد مردمي بودند که قدر يوسف خود را نشناختند و با او کردند آنچه نمي بايد!.

مگر حسين، زينت دوش نبي و پاره تن فاطمه نبود؟! مگر عباس، نورچشم علي و ماه بني
 
 هاشم نبود؟! مگر زينب، ناموس خدا نبود؟! چه بر امت پيامبر آخر الزمان رفته است که
 
 فرزندش را با لب تشنه در ميان دو نهر آب سر مي برند، بي آنکه آب از آب تکان بخورد؟!

بگذار تا وقتي ديگر که هر روز عاشوار و هر سرزمين، کربلا و حسين ديگري در راه !

 

                         


 

نوشته شده توسط ادیب در یکشنبه پنجم دی 1389 ساعت 11:24 موضوع مذهبی | لینک ثابت


وصيت نامه امام حسين علیه السلام

                         

                     « بسم الله الرحمن الرحيم ...؛

 اين وصيت حسين‌بي‌علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي‌دهد به توحيد و

يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئين

 حق ( اسلام ) را از سوي خدا ( براي جهانيان ) آورده است و شهادت مي‌دهد که بهشت و

 دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان‌ها را در

 چنين روزي زنده خواهد نمود. »امام در وصيت نامه‌اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد،

هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:« من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه

براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و

 نهي از منکر و خواسته‌ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم،

رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، علي‌بن‌ابيطالب (ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از

 من بپذيرد ( و از من پيروي کند ) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند ( و از من

پيروي نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پيش خواهم گرفت تا خداوند در

ميان من و بني‌اميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر ! اين است وصيت من به تو و

توفيق از طرف خداست. بر او توکل مي‌کنم و برگشتم به سوي اوست. »

 

       http://tehranpic.net/images/e6juc3ae41ufjliicl90.jpg

 

 

 


 

نوشته شده توسط ادیب در یکشنبه پنجم دی 1389 ساعت 10:1 موضوع مذهبی | لینک ثابت


چگونه در نماز توجه و حضور قلب داشته باشیم؟

سؤال:

چگونه در نماز توجه و حضور قلب داشته باشیم؟

جواب:

ابی یعفور از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند:

یا عَبدَاللهِ، اِذا صَلَّیْتَ صَلاةَ فَریضَةٍ فَصَلِّها لَوِقتِها صَلاةَ مُوَدِّعٍ یَخافُ أَنْ لا یَعودَ اِلَیها ثُمَّ اصرِفْ بِبَصرِک اِلی مَوضِع سُجودِک فَلَوْ تَعْلَمُ مَنْ عَنْ یَمینِکَ وَشِمالِک لَأَحْسَنْتَ صَلاتَک وَاعْلَمْ أنَّکَ بَینَ یَدیْ مَنْ یَراکَ وَلا تَراهُ.1 ای بنده خدا، وقتی مشغول نماز می‌شوی، مثل کسی باش که با نماز وداع می‌کند و ترس آن دارد که دیگر به آن نرسد، پس از آن چشمت را به موضع سجودت بدوز. پس اگر بدانی چه کسی در راست و چپ توست - و تو را احاطه کرده - نمازت را نیکو به جا می‌آوری. بدان که تو پیش روی کسی ایستاده ای که او تو را می‌بیند و تو او را نمی‌بینی. در این حدیث شریف، امام، راوی را توجه داده اند که تلاش کند تا دریابد تحت احاطه حضرت ذوالجلال است و توجه داشته باشد که شاید این آخرین فرصت برای ادای فریضه در برابر خداوند است.

1. تمرکز
یکی از چیزهایی که باعث تمرکز می‌شود، توجه به یک نقطه است. البته برای ما که اول راه هستیم، این گونه نیست، اما توجه به محل سجده در حال نماز، یکی از راه‌های تمرکز است. راهکار دیگر این‌که انسان در حال نماز چشم خود را نیمه باز نگه دارد. در روایت دیگری آمده است: لأُحِبُّ لِلرَّجُلِ المُؤمِن مِنْکُمْ اِذا قامَ فِی صَلاةِ فَریضَةٍ اَنْ یُقَبِلَ بِقَلْبِهِ اِلَی اللهِ وَلا یُشْغِلَ قَلْبَهُ بِأَمرِ الدُّنیا. فَلَیْسَ مِنْ عَبدٍ یُقَبِلُ بِقَلْبِهِ فِی صَلاتِهِ اِلی اللهِ تَعالی اِلاّ اَقْبَلَ اللهُ اِلَیهِ بِوَجْهِهِ وَ أقْبَلَ بِقلُوبِ المُؤمِنینَ اِلیْهِ بِالمَحَبَّةِ بَعْدَ حُبِّ اللهِ اِیّاهُ.2
همانا من دوست می‌دارم از شما، مرد مؤمنی را كه وقتی به نماز واجبی ایستاد، اقبال و توجه قلب او به سوی خدای تعالی باشد و قلبش را به کار دنیا مشغول نکند. نیست بنده ای که در نمازش به سوی خدا توجه کند، مگر آن‌که خداوند به سوی او اقبال کند و قلوب مؤمنان را متوجه او کند به محبّت، بعد از آن‌که خود خداوند او را دوست دارد. وقتی شما به خداوند متعال اقبال یافتی او نیز به شما روی خواهد کرد.

2. محیط بی آلایش
اگر چیزی را باعث حواس پرتی می‌دانیم، باید آن را حذف کنیم؛ برای مثال وقتی به نماز می‌ایستیم، جلوی پنجره نباشیم. برخی دیگر رادیو را روشن می‌کنند تا اخبار را بشنوند، در همان حالت، تکبیر نماز را هم می‌گویند! برخی دیگر روبه روی تلویزیون به نماز می‌ایستند و... به طور کلی، هر آن‌چه مزاحم نماز باشد، مکروه است، مانند عکس و آن‌چه دیوار را با آن تزیین می‌کنند. محل نماز بایستی مزیّن نباشد تا انسان را دچار حواس پرتی نکند. اگر این گونه انسان به نماز بایستد فراغت قلب پیدا می‌کند.

به یاد دارم در دوران نوجوانی، زمانی کفش نو خریده بودم. وقتی هنگام غروب برای نماز به مسجدي ‌رفتم، کفش خود را داخل جاکفشی گذاشتم، همین که تکبیر را گفتم، فکرم متوجه کفش ها شد که مبادا کسی آن ها را بر دارد. چند کلامی که خواندم، با خود گفتم این طور نمی‌شود نماز خواند. نیّت فُرادی کردم و نماز را به پایان رساندم. رفتم کفش ها را آوردم، مقابل خود قرار دادم و نماز را شروع کردم، ولی بد‌تر شد. هرچه خواستم حضور قلب داشته باشم، باز هم چشمم به این کفش می‌افتاد. باید هر آن چه را مزاحم نماز است، حذف کرد؛ برای مثال در رساله‌های عملیه آمده که مکروه است اگر کسی به دست‌شويی نیاز دارد، در آن حال به نماز بایستد و یا برای مثال اگر فردی، از ما طلبکار است و پول خود را می‌خواهد، بهتر است اول طلب او را بدهیم و بعد با راحتی نماز بخوانیم. در کل، باید تصمیم بگیریم که در این چند دقیقه وقت نماز برای خود کاری درست نکنیم. آیا به راستی نماز به اندازه‌ي کار‌های دیگر دارای اهمیت نیست که در وقت نماز هم می‌خواهیم به کارهای دیگر برسیم؟ آیا نماز مهم‌تر از کارهای روزمره نیست؟

------------

پی نوشت ها:

1. وسائل الشیعه، همان،ص474
2. همان،ص


 

نوشته شده توسط ادیب در یکشنبه پنجم دی 1389 ساعت 9:49 موضوع مذهبی | لینک ثابت


جواب حاج سیدمهدی حصاری در مورد تهمت های بی اساس که به ایشان زده شده

                               

                                               

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

اخیرا متوجه شدم که برخی در مورد بنده سخنان کذب و دروغی را

بازگو کرده اند که این حرفها و سخنان شایعه و دروغی بیش نیست

 که عده ای انرا برای اینکه خود را مطرح کنند بر سر زبان می آورند

 من واقعا نمی دانم که اینها چطور ادعای دین و مذهب هم میکنند و

 خود را حسینی هم مینامند اگر اینها مومن هستند باید بدانند که دین

 ما در مورد غیبت و شایعه پراکنی چه میگوید مگر حضرت

 امیرالمومنین علی (ع) نمیفرمایند:کسی که غیبت میکند به مانند

شخصی است که گوشت تن برادر خود را که مرده است میخورد ...

 مگر دین ما نمیگوید:الغیبت اشد من الزنا... مگر نمیگویند الغیبت

 کفر ... مگر پیامبر اعظم حضرت محمد رسول الله نمیفرمایند :کسی

که غیبت و بدگویی شخصی را میکند انگار نعوذبالله ۷۰ مرتبه کعبه

 را ویران میکند شاید ناراحت این باشم که در مورد بنده حرفهایی به

 کذب زده اند ولی بیشتر ناراحت این هستم که کسانی که این دروغها

را در آورده اند ادعای دین و مذهب هم دارند و خود را مومن هم

  میخوانند من ادعای مومن بودن و مبرا بودن از گناه را ندارم چون

 هیچ کسی معصوم نیست بجز چهارده معصوم ...بنده همین که بتوانم

 خاک پای یک حسینی باشم و کفشش را جفت کنم به خودم افتخار

 میکنم ولی آنهایی که ندانسته یا دانسته در مورد بنده شاعه پراکنی

مینمایند بدانند : که مشکلی ندارد هر چه میخواهند بگویند ولی این را

 بدانند که من نه در این دنیا و نه در آن دنیا حلالشان نخواهم کرد و

 مشغول ذمه بنده هستند و خدا هم شاید از حق الله بگذرد ولی از حق

 الناس نمیگذرد .....  پس دیدار به قیامت

                                                                                       والسلام

                                                                              حاج سیدمهدی حصاری


 

نوشته شده توسط ادیب در پنجشنبه دوم دی 1389 ساعت 14:38 موضوع 4-حاج سیدمهدی حصاری | لینک ثابت


برخی سوالات ازحضرت ایت الله العظمی سید محمد حسینی موسوی زنجانی

«پوشیدن پیرهن آستین کوتاه برای مردان»

سوال : حکم فقهی و شرعی پوشیدن پیراهن آستین کوتاه را برای مردان بیان فرمائید ؟ شنیده ام که بعضی از عرفا آن را عملی نادرست می دانسته اند .

جواب : تستّر برای مردان لازم نیست ، ولی در راه عرفان و سلوک تستّر شایسته است .


«تدریس بانوان برای مردان»

سوال : با توجه به اینکه تدریس بانوان کاری اجرایی است و از طرف دیگر شنیدن صدای زن برای مرد مکروه است ، انجام این کار برای زن چه حکمی دارد ؟ باتشکر

جواب معظم اله : سماع و استماع صوت زن نامحرم فی نفسه اشکال ندارد مگر اینکه مصداق ریبه و فتنه باشد و معمولا در مقام تدریس صرفاً تفهیم و تفهّم است ، مانع شرعی ندارد و تدریس خانم برای مردان اشکال ندارد .

                                                          بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ادیب در جمعه چهاردهم آبان 1389 ساعت 8:41 موضوع | لینک ثابت


اعلام مجالس هیئت

هیئت روضه العباس (ارومیه)

مراسم هفتگی هیئت روضه العباس به شرح زیر است:

با مداحی مداحان اهل بیت:

کربلایی رضا جاوید کیا - کربلایی محمد باراندوزی و با نوای دلنشین حاج سید مهدی حصاری

0lcnfijuz886n0n0dgk.jpg

زمان: پنجشنبه ۱۳/۸/۸۹        ساعت شروع: ۲۱

مکان: فلکه آبیاری. خ بهاران. خ صفا.کوچه اول پلاک۵

التماس دعا


 

نوشته شده توسط ادیب در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 ساعت 14:6 موضوع اطلاع رسانی مراسمات هیات | لینک ثابت


13 آبان

بیانیه مهم سپاه پاسداران برای ۱۳ آبان

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، در بيانيه اي با گراميداشت روز مبارزه ملي با استکبار جهاني، سيزدهم آبان‌ماه را نماد مقاومت، ايستادگي و استکبار ستيزي ملت ايران و صحنة فرو ريختن هيمنة آمريکا در برابر نظام و انقلاب اسلامي دانست.


به گزارش ايلنا در اين اطلاعيه آمده است:

در صحنه حوادث و رخدادهاي13 آبانماه مصاديقي از پايداري و فداکاري ملت مجاهد و جوانان رشيد و انقلابي ايران در مبارزه عليه قدرت‌هاي شيطاني و استکباري وجود دارد که هريک به تنهايي مي تواند منشاء تداوم حرکت انقلاب اسلامي و ظلم‌ستيزي و آرمان گرايي نسل هاي متعهد و مؤمن اين سرزمين در بستر تاريخ قرار گيرد.

اين بيانيه مي افزايد:تبعيد حضرت امام خميني (ره) از ايران به ترکيه در سال 1343، کشتار وحشيانه دانش آموزان انقلابي و حماسه‌ساز در سال 1357 و تسخير لانه جاسوسي آمريکا و مرکز فرماندهي و مديريت براندازي نظام جمهوري اسلامي در سال 1358 حوادث تاريخ سازي هستند که شعار مبارزه ايرانيان غيور و غيرتمند عليه قدرت‌هايي زورگو و سلطه جو، به ويژه آمريکاي جنايتکار و تجاورزگر و جهاد بي‌امان و خستگي ناپذير آنان براي دفاع از ارزشهاي متعالي و سعادت بخش ديني، ملي و انقلابي را همواره در معرض جهانيان قرار داده‌ است.

اين بيانيه در ادامه با اشاره به شکست‌هاي تلخ و پي در پي آمريکا و شيطان بزرگ در سي سال دشمني با انقلاب اسلامي و اعتراف دولتمردان و سردمداران محافل سياسي- امنيتي غرب نسبت به ناکارآمدي و استيصال نقشه‌ها و ترفندهاي شيطاني نظام سلطه عليه ملت ايران آورده است: درايت و هوشمندي ولايت فقيه و رهبري انقلاب اسلامي و هوشياري و بصيرت مثال زدني مردم انقلابي و رشيد ايران، نه تنها نظام، انقلاب و ميهن اسلامي را در برابر  طوفان هجمه‌ها و توطئه‌هاي سهمگين استکباري حفظ کرده است بلکه آن را به موتور محرکه و الگوي نافذ و جامعي براي شکل‌گيري نهضت‌ بيداري جهاني و فراگير شدن امواج ظلم ستيزي و عدالت خواهي در جاي جاي عالم کفرزده و تحت سلطه و ستم امروز مبدل ساخته است؛ دستاوردي سترگ و حقيقتي انکارناپذير که بگونه‌اي برجسته و ملموس فراروي وجدان‌هاي بيدار و تشنة عدالت و آزادي قرار گرفته است.

در ادامه اين بيانيه با برشماري جنايات و خيانت‌هاي آمريکا عليه ملت ايران و عدم تغيير راهبرد شيطاني کاخ‌سفيد در عرصه خصومت‌ورزي و کينه‌توزي عليه نظام و انقلاب اسلامي و اطمينان ناپذيري و بدبيني ايرانيان نسبت به برخي تغييرات تاکتيکي سردمداران آمريکايي در سطح ادبيات رايج و فريبنده سياسي و گفتمان‌هاي بدون پشتوانه و صداقت رسانه‌اي تاکيد شده است:

مقاومت و ايستادگي در برابر نظام سلطه و تفکر استکباري، راهبردي است که ملت ايران با الهام از آموزه‌هاي جاودان حضرت‌امام‌(ره) و مقام معظم رهبري ( مدظله العالي ) آموخته است و در اين راستا، ضمن رصد هوشمندانه رويکرد‌ها و رفتارهاي آمريکا و ديگر دشمنان خود، تا هنگامي که ماهيت استکباري و ظالمانه حاکمان کاخ سفيد تغيير نکرده و آنان به پذيرش حقيقت انقلاب اسلامي و رعايت حقوق کشور و جبران جنايات بي شمار تاريخي آنها عليه خود اطمينان و اعتماد پيدا نکنند، همچنان دشمن شماره يک ايران اسلامي به شمار رفته و پيشتازي خود را در مصاف با مستکبران و زورگويان حفظ خواهند کرد.

اين بيانيه در پايان با دعوت از آحاد و اقشار مختلف ملت ايران، بويژه نسل بالنده، شاداب و آينده‌ساز جوان کشور، براي حضور پرشور و گسترده در آئين‌ها و مراسم گراميداشت 13 آبانماه و روز مبارزه ملي با استکبار جهاني و نمايش تجديد ميثاق ايرانيان با آرمانهاي امام (ره) و بيعت مجدد با ولايت فقيه و رهبر حکيم وفرزانه انقلاب اسلامي و تاکيد بر هوشياري آنان نسبت به احتمال شيطنت و فتنه‌انگيزي ايادي دشمن و عده‌اي غافل و فريب خورده در اين همايش عظيم استکبار ستيزي آورده است: ملت عظيم الشان ايران اسلامي، آمريکا و شيطان بزرگ را عامل اصلي گرفتاري‌هاي جهان اسلام و منشاء فتنه و توطئه عليه نظام‌و انقلاب اسلامي مي‌داند و در ميدان نبرد جديدي که قدرت‌هاي خيره سر و زورگو، تحت سيطره و راهبري آمريکا براي جنگ نرم عليه ايران گشوده‌اند، با حضور عالمانه و فداکارانه خود همانند هشت سال دفاع مقدس در عرصة جنگ سخت نظامي، شکست سختي را به دشمنان نادان و ناتوان خود تحميل خواهد کرد و در اين راستا به هيچ جرياني اجازه نخواهد داد با طرح شعارها و مسايل انحرافي و دروغين به اراده راسخ و عزم پولادين آنان خدشه‌اي وارد سازد.

مسایل دیگر در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ادیب در سه شنبه یازدهم آبان 1389 ساعت 21:8 موضوع | لینک ثابت


معذرت خواهی

بسمه تعالی

سلام و درود به جمال مبارک حضرت ولی عصر و شما دوستان خواستم بگم که یه کار واجبی پیش اومده بود نتونستم به وبلاگ برسم خلاصه ببخشین که نتونستم در خدمتتون باشم و از کسانی که لطف کردن و نظر دادن عذر خواهی میکنم که نتونستم برسم ان شا ا... در روز های آتی بیشتر در محضر دوستان باشیم.

" اللهم عجل لولیک الفرج "


 

نوشته شده توسط ادیب در شنبه هشتم آبان 1389 ساعت 20:56 موضوع | لینک ثابت


اعلام مراسم هیئت

 مراسم هیئت روضه العباس(ع)ارومیه

    (( مراسم هفتگی  ))   

   با مداحی مداحان اهل بیت: حاج سید مهدی حصاری - کربلایی رضا جاوید کیا

               0lcnfijuz886n0n0dgk.jpg    

   زمان:پنجشنبه۲۲/۷/۸۹                      شروع مراسم از ساعت:۲۱

  مکان:خ المهدی(اسلام آباد)- کوچه۳۵


 

نوشته شده توسط ادیب در سه شنبه بیستم مهر 1389 ساعت 11:59 موضوع اطلاع رسانی مراسمات هیات | لینک ثابت


نکات اخلاقی نهج البلاغه

 

نکات اخلاقی نهج البلاغه

نهج البلاغه

زیست اخلاقی، یکی از نیازهای جدی انسان امروزی است که هر جامعه به تناسب فرهنگ حاکم بر آن تلاش کرده تا الگوی مناسبی برای آن ارائه کند. در جوامع اسلامی دو منبع قرآن و عترت، بهتر از هر دستورالعمل دیگری می‌تواند الگوی مناسب این نوع زیستن را ارائه کند. ویژگی‌های اخلاقی یک انسان مسلمان را می‌توان در جای‌جای نهج‌البلاغه مشاهده کرد. در این بحث که توسط دکتر دلشاد در کلاس‌های اخلاق علوی کانون فرهنگ و اندیشه (کفا) بیان شده، قواعد مدل زیست اخلاقی با مروری بر نهج‌البلاغه استخراج شده است. این قواعد بر حوزه‌های مختلف زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی حاکم است.

دو نوع مفهوم‌شناسی معروف درباره مفهوم اخلاق وجود‌دارد:

اول، تعریفی که قدما ارائه داده‌اند و بر اساس آن، اخلاق، ویژگی و خصلت‌های درونی‌ای است که انسان آنها را به راحتی و بدون تکلف انجام می‌دهد. و شامل دو جزء است: فضایل و رذایل. با این تعریف، اخلاق یعنی پاک شدن از رذایل و متصف شدن به فضایل.

در تعریف دوم که در عصر جدید ارائه شده، اخلاق همان رفتارهایی است که انسان باید آنها را داشته باشد.

اما در نهج‌البلاغه تعریف اخلاق فراتر از این است؛ درنهج‌البلاغه اخلاق شامل شش بخش است: بینش‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها، روش‌ها، کنش‌ها و گویش‌ها. از نگاه نهج‌البلاغه در یک زیست اخلاقی، انسان باید همه موارد فوق را اصلاح ‌کند.

در نهج‌البلاغه تعریف اخلاق فراتر از این است؛ درنهج‌البلاغه اخلاق شامل شش بخش است: بینش‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها، روش‌ها، کنش‌ها و گویش‌ها

جایگاه اخلاق

در خطبه 192 نهج‌البلاغه، امام‌علی(ع) می‌فرماید اگر قرار باشد ما در زندگی به چیزی تعصب بورزیم و ایستادگی کنیم و از آن عبور نکنیم، آن اخلاق است: «فَإن کانَ لا بُدَّ مِنَ العَصَبِیه.. فَلیکُن تعصُّبُکم لِمَکارمِ الْخِصالِ و مَحامِدِ الأفعالِ و مَحاسِنِ الأمورِ» 1

نکته زیبا اینجاست که امیرمؤمنان(ع) اخلاق را فقط خصلت نمی‌داند. فقط رفتار هم نمی‌داند. خصلت هست، رفتار هست، فراتر از این هم هست. همان‌طور که در ادامه خواهیم دید که ایشان میدان اخلاق را خیلی وسیع و در تمام امور زندگی می‌بیند.

«الّتی تفاضَلَت فیها المُجَداءِ و الْنُّجَداءُ مِن بُیوتاتِ العَرَبِ و یعاسیبِ القَبائِلِ» 2

این سه چیز مواردی است که انسان‌های بزرگوار و شایسته در آن از هم سبقت می‌گیرند؛ یعنی اگر قرار باشد ما باهم مسابقه‌ای بدهیم در اخلاق است. جامعه‌ای سالم است که باارزش‌ترین مسابقه‌اش در اخلاق باشد. بهترین مسابقه انسانی در «بِالاخلاق الرَّغیبه..» است؛ یعنی اخلاق پسندیده. «والاَحلامِ العَظیمه..» خردهای بزرگ. «والاَخطارِ الجَلیلَه..» مقام‌های والا. «و الآثار المَحموده..» نشانه‌های نیکو. مشاهده می‌شود که نوع نگاه امام(ع) به اخلاق نگاه وسیعی است.

 

الگوی زیست اخلاقی

بعد ایشان می‌فرمایند« فَتَعَصَّبواْ لِخِلالِ الحَمدِ مِنَ...» در خصلت‌های نیکو تعصب بورزید. خصلت‌های نیکو مانند چی؟ چند مثال ایشان می‌زند. در این مثال‌ها هم نگاه امیرمؤمنان(ع) به اخلاق روشن می‌شود، هم جایگاه اخلاق، هم اهمیت آن و هم مفهوم‌شناسی اخلاق. می‌فرمایند بروید در اینها تعصب بورزید، در اینها مسابقه دهید و رشد کنید: «مِنَ الحِفظِ لِلْجِوار»‌ از جمله موارد اخلاقی‌ای که باید کسب کنید، پاس داشتن حق همسایگان، شهروندان و امثال آن است. زیبایی مطلب در این است که اخلاق با پاسداشت حقوق باید شکل بگیرد. شاید مهم‌ترین مسأله اخلاق هم همین پاسداشت حقوق باشد.

نهج البلاغه

«و الوَفاءِ بالذَّمامِ» و به پیمان‌ها وفا کردن.

«و الطّاعه.. لِلبِرّ» و نیکی را فرمان بردن، یعنی زیر بار غیر‌نیکی نرفتن، یعنی هرچه به ما فشار بیاورند و دستور دهند، به ‌غیر‌نیکی تن ندهیم. مهم نیست چه کسی فرمان می‌دهد یا از کجا انسان در تنگنا مانده است، به جرم و تعدی تن‌ندهد.

«و المَعصیه.. لِلکِبر» نافرمانی نسبت به تکبر و خودکامگی که این از مسائل محوری در نهج‌البلاغه است.

«و الأخذ بالفضل» و به فضیلت آراسته بودن. آنهایی که در گذشته اخلاق را تعریف کرده‌اند تنها به این مورد پرداخته‌اند.

«و الکفِّ عن البَغْی» ستمگری را پس ‌زدن. از خود و از دیگران. تن به ستم ندهد و ستمگری نکند. از ستم بازایستد.

«وَ الإِعْظامِ لِلقَتل»‌ بزرگ شمردن قتل. این مورد مانند یک خط قرمز می‌ماند و هیچ‌کس نباید به سمتش برود. اگر خون یک بی‌گناه ریخته شود، گویی خون همه جامعه ریخته شده است. امیرمؤمنان(ع) در نامه 53 می‌فرمایند: خداوند نسبت به هیچ چیز این‌گونه خشم نمی‌گیرد. هیچ چیز مثل آن، دولت‌ها و حکومت‌ها را به سمت هلاک نمی‌برد.

«و الانصافِ لِلخَلْقِ» و داد مردمان را دادن. با انصاف رفتارکردن.

«و الکَظمِ لِلغَیظِ» و خشم را فرو خوردن. جامعه‌ای که دل‌های مردمان آن پر از کینه و دشمنی و خشم نسبت به‌یکدیگر است، اخلاقی نیست.

«و اجْتِنابِ الفَسادِ فی الأرضِ» و اجتناب از تباهی کردن روی زمین.

امیرمؤمنان(ع) نمی‌خواهد محورهای اخلاق را به این موارد حصر کند. بلکه تعدادی از مهم‌ترین آنها را بیان می‌کند تا جهت‌گیری مشخص شود.

 

اهمیت اخلاق

اما اهمیت اخلاق در نگاه امام(ع) چگونه است؟ در خطبه 113 جمله‌ای از ایشان وارد شده است که «لا قرین کَحُسنِ‌الخُلقِ»3

در خطبه 176 عبارتی هست که امام(ع) می‌فرمایند نسبت به اخلاق حساس باشید: «ایاکم و تَهزیعِ الأخلاق و تَصریفَها»‌4 به نظر این‌طور می‌آید که اگر اخلاق زیرپا گذاشته شود هیچ چیز سالم نمی‌ماند، نه اعتقادات، نه زندگی، نه سیاست، نه اجتماع و نه هیچ ارزش دیگر.

در خطبه 192 نهج‌البلاغه، امام‌علی(ع) می‌فرماید اگر قرار باشد ما در زندگی به چیزی تعصب بورزیم و ایستادگی کنیم و از آن عبور نکنیم، آن اخلاق است:«فَإن کانَ لا بُدَّ مِنَ العَصَبِیه.. فَلیکُن تعصُّبُکم لِمَکارمِ الْخِصالِ و مَحامِدِ الأفعالِ و مَحاسِنِ الأمورِ»

ایشان در حکمت 38 می‌فرمایند: «و أکرمُ الحسبِ حُسنُ الخُلقِ». حسب به معنای شرافت قابل محاسبه است. گرامی‌ترین شرافت قابل محاسبه، اخلاق نیکوست. آنچه اعتبار دارد اخلاق است. انسان‌ها بر اساس آن به‌حساب‌می‌آیند.

«إنَّ أکرمَکُم عندَ‌الله أتقیکُم»5 قرآن همه ارزش‌ها را به‌ تقوی (پروا داری) داده است.

در کلمات امیرمؤمنان(ع) هست که: «التُّقی رئیسُ الاخلاق» پروا‌داری رئیس اخلاق است. نگاه کنید جامعه چقدر پروادار است. چقدر حریم نگه می‌دارد رعایت حقوق می‌کند. ملاک جامعه سالم همین است.

در حکمت 229 حضرت بیان می‌دارند که «کَفَی بالقَناعَه مُلکاً» قناعت برای دولتمندی کافی است. «و بِحُسنِ الخُلُقِ نَعیماً» کسی که اخلاق دارد همه نعمت‌ها را دارد. اگر در جامعه‌ای اخلاق حاکم باشد در پرتوی او می‌توان به‌ همه‌ جا ‌رسید.

در خطبه 28 می‌خوانیم «إنَّ أخوَفَ ما أخافَ علَیکُم إثنَتان: إتِّباعِ الهَوَی و طولِ الأمَل» من از دو چیز بر شما می‌ترسم: پیروی از هوا و آرزوی دراز. هر دوی اینها از جنس بی‌اخلاقی هستند. در شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «عَدمُ الأدَبِ سبَبُ کلِّ شرٍّ» فقدان ادب (اخلاق) علت همه شرور است.

 

معیار ارزش عمل

حال ببینیم ارزش هر عمل به چیست. از نگاه امیرمؤمنان(ع) ارزش یک عمل به اخلاقی بودنش است نه زیادی آن.

در حکمت 95 می‌بینیم «لا یقِلُّ عملٌ معَ التَّقوی» هیچ عملی با پرواداری کم محسوب نمی‌شود. «و کََیفَ یقِلُّ ما یتَقبَّل؟» و چگونه کم به حساب آید چیزی که نزد خدا پذیرفته می‌شود؟ عمل اخلاقی در عالم خواهد ماند؛ چراکه طبق قوانین عالم است. اما عمل غیر‌اخلاقی مخالف قوانین عالم است. رشد نمی‌کند. بالنده نیست. قرآن می‌گوید: «و البلدُ الطیب یخرُجُ نَباته بإذنِ ربِّه»6

 

الگوهایی برای اخلاق

نهج البلاغه

ما باید یک الگوی اخلاقی را پیش روی خود قرار دهیم و رفتار و قواعد زندگی را از آن استخراج کنیم. امیرمؤمنان(ع) در بحث الگوی زیست اخلاقی، پیامبر اکرم(ص) را معرفی می‌کند و در امتداد پیامبر(ص) خودش را:

« ولقد کانَ فی رسول‌الله کافٍ لکَ فی الأُسوه..... فَتَأَسَّ بِنبیکَ الأَطیبِ الأَطهَر فَإنَّ فِیهِ أُسوَه.. لِمَن تأسَّی و عزاءً لمن تَعَزَّی و أَحَبَّ العِبادِ إلَی‌الله الْمُتَأَسِّی بِنبیهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ.»7

بی‌گمان در پیامبر‌‌‌‌‌‌خدا برای شما الگوی کافی هست. پس به پیامبر پاک پاکیزه‌ات تأسی کن که بدون شک او نمونه‌ای است نیکو برای کسی که به دنبال الگو باشد و انتسابی است عالی برای کسی که به او منتسب شود و محبوب‌ترین نزدِ خدا کسی است که پیامبرش را پیروی کند و پا جای پای او بگذارد.

در خطبه 192 امیرمؤمنان (ع) نکته‌ای را درباره اخلاق پیامبراکرم(ص) بیان می‌کند:

به محض اینکه پیامبر از شیر گرفته شد، خداوند به‌بزرگ‌ترین فرشته‌اش مسؤولیت داد کرامت‌های اخلاقی و همه نیکویی‌های اخلاق جهان را شب و روز به وی آموزش ‌دهد.8

و من مثل سایه پیامبر (ص) را دنبال کردم، مانند بچه شتری که مادرش را دنبال می‌کند. هر روز پرچمی از اخلاق خود را برای من می‌افراشت و مرا امر می‌کرد که از او پیروی‌ کنم.9

می توانیم استنباط کنیم که الگوی مناسب پیامبر(ص) و اوصیای او هستند.

امیرمؤمنان در خطبه 87 هم این‌گونه خودش را به ما معرفی می‌کند:

«و ألبَستُکُمُ العافیه.. مِنْ عَدلی و فَرَشتُکمُ المَعروفَ مِن قَوْلی و فِعلی و أرَیتُکمْ کَرائِمَ الأخلاقِ مِن نَفْسی»

از عدالت خود، لباس عافیت بر تن شما پوشانیدم. و توسط گفتار و رفتارم نیکی را برای شما گسترانیدم و کرامت‌های اخلاقی در زندگی را از جانب خودم نشانتان دادم.

پس در اخلاق، سخن و عمل در کنار هم است. امیرمؤمنان(ع) می‌خواهد بگوید مدلی که من پیاده کردم یک مدل کاملا اخلاقی است. یعنی حکومت تابع اخلاق شده؛ اقتصاد تابع اخلاق شده. همه‌چیز تابع اخلاق شده است. دراین‌صورت، زندگی فرد انسانی می‌شود. اگر چنین اتفاقی نیفتد، به نظر نمی‌رسد چیزی اصلاح شود. آنچه از ظلم و ستم می‌بینیم، به‌دلیل فقدان اخلاق است یا اینکه اخلاق تابع چیزهای دیگری شده است؛ تابع سیاست شده است، اخلاق تابع اقتصاد شده است.

در خطبه 176 عبارتی هست که امام(ع) می‌فرمایند نسبت به اخلاق حساس باشید: «ایاکم و تَهزیعِ الأخلاق و تَصریفَها»‌ به نظر این‌طور می‌آید که اگر اخلاق زیرپا گذاشته شود هیچ چیز سالم نمی‌ماند، نه اعتقادات، نه زندگی، نه سیاست، نه اجتماع و نه هیچ ارزش دیگر


1- اگر به ناچار تعصب ورزیدن باید، باید در چیزی تعصب بورزید که شایسته باشد: خوی‌های بزرگوارانه، کارهای پسندیده و کارهایی که نیکوست.

2- اینها مواردی‌اند که در آن بزرگواران، دلاوران، از خاندان برجسته عرب، مهتران قبایل و شخصیت‌های برجسته سعی می‌کنند خود را به‌آن متصف کنند.

3- هیچ همنشین و قرینی برای انسان مانند اخلاق نیکو نیست.

4- از شکستن اخلاق و دگرگون کردن آن بپرهیزید.

5- سوره حجرات – آیه 13

6- سوره اعراف – آیه 58

7- نهج‌البلاغه - خطبه 160

8- و لقد قَرَنَ‌الله به مِن لَدُن آن کانَ فَطیماً أعظمَ مَلَکٍ مِن ملائکتِهِ یسلُکُ بِهِ طریقَ المکارِمِ و مَحاسِنَ أخلاقِ العالَم لیله و نَهارِه

9- و لقد کُنتُ أتَّبِعُهُ اْتِّباعَ الْفَصیلِ أثَرَ أُمِّه..ِ یرفَعُ لی فی کلِّ یومٍ مِن أخلاقِهِ عَلَماً و یأمُرُنی بالإقتِداءِ بِهِ


 

نوشته شده توسط ادیب در سه شنبه بیستم مهر 1389 ساعت 11:55 موضوع مذهبی | لینک ثابت


اطلاع رسانی مراسم هیئت

 مراسم هیئت روضه العباس(ع)ارومیه

                      (( مراسم هفتگی  ))

        مداحان:  حاج سیدمهدی حصاری

        کربلایی رضا جاویدکیا

               0lcnfijuz886n0n0dgk.jpg    

   زمان:پنجشنبه۱۵/۷/۸۹                      شروع مراسم از ساعت:۲۱

  مکان:خ المهدی(اسلام آباد)- کوچه۳۵


 

نوشته شده توسط ادیب در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ساعت 11:59 موضوع اطلاع رسانی مراسمات هیات | لینک ثابت


پيام‌‌ رهبر‌ معظم ‌انقلاب ‌درپي‌هتك‌حرمت قرآن شريف:

پيام‌‌ رهبر‌ معظم ‌انقلاب ‌درپي‌هتك‌حرمت قرآن شريف:
دولت آمريکا بايد عوامل اصلي اين جنايت بزرگ را به گونه‌اي شايسته به مجازات برساند
 در پي اهانت نفرت انگيز به قرآن شريف در آمريکا، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام مهمي به ملت ايران و امت بزرگ اسلام، حلقه هاي صهيونيستي درون دولت آمريکا را طراحان اصلي اين توطئه مشمئز کننده خواندند و با تشريح اهداف پشت پرده کينه توزيهاي صهيونيستها نسبت به اسلام و قرآن تأکيد کردند: دولت آمريکا براي اثبات ادعاي خود درباره دخالت نداشتن در اين توطئه، بايد عوامل اصلي اين جنايت بزرگ و بازيگران ميداني آن را به گونه اي شايسته به مجازات برساند.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن پيام ولي امر مسلمين جهان به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله العزيز الحکيم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون

ملت عزيز ايران ـ امت بزرگ اسلام!

اهانت جنون آميز و نفرت انگيز و مُشمئز کننده به قرآن مجيد در کشور آمريکا که در سايه ي امنيت پليسي آن کشور اتفاق افتاد حادثه ي تلخ و بزرگي است که نميتوان آن را تنها در حدّ يک حرکت ابلهانه از سوي چند عنصر بي ارزش و مزدور به حساب آورد. اين يک اقدام محاسبه شده از سوي مراکزي است که از سال ها پيش به اين طرف، سياست اسلام هراسي و اسلام ستيزي را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شيوه و هزاران ابزار تبليغاتي و عملياتي، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند. اين حلقه ي ديگري از زنجيره ي ننگيني است که با خيانت سلمان رشدي مرتد آغاز شد و با حرکت کاريکاتوريست خبيث دانمارکي و دهها فيلم ضد اسلام ساخته شده در هاليوود ادامه يافت و اکنون به اين نمايش نفرت انگيز رسيده است. پشت صحنه ي اين حرکات شرارتبار چيست و کيست؟

مطالعه ي اين روند شرارت که در اين سالها با عمليات جنايتبار در افغانستان و عراق و فلسطين و لبنان و پاکستان همراه بود، ترديدي باقي نميگذارد که طرّاحي و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهاي صهيونيستي است که از بيشترين نفوذ بر دولت آمريکا و سازمانهاي امنيتي و نظامي آن و نيز بر دولت انگليس و برخي دولتهاي اروپائي برخوردارند. اينها همان کساني اند که پژوهشهاي حقيقت ياب مستقل روز به روز بيشتر انگشت اتهام در ماجراي حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوي آنان متوجه ميکنند. آن ماجرا بهانه ي حمله به افغانستان و عراق را به رئيس جمهور جنايتکار وقت آمريکا داد و او اِعلان جنگ صليبي کرد و همان شخص بنابر گزارشها، ديروز اعلام کرده است که اين جنگ صليبي با ورود کليسا به صحنه، کامل شد.

هدف از اقدام نفرت انگيز اخير آن است که از سوئي مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ي مسيحي به سطوح همگاني مردم کشيده شود و با دخالت کليسا و کشيش، رنگ مذهبي گرفته و پشتوانه اي از تعصبات و تعلقات ديني بيابد، و از سوي ديگر ملتهاي مسلمان را که از اين جسارت بزرگ به خشم آمده و جريحه دار ميشوند از مسائل و تحولات دنياي اسلام و خاورميانه غافل سازد.

اين اقدام کينه توزانه، نه آغاز يک جريان، بلکه يک مرحله از روند طولاني مدتِ اسلام ستيزي به سرکردگي صهيونيسم و رژيم آمريکا است. اينک همه ي سران استکبار و ائمة الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دين آزادي و معنويت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظيفه ي همه ي آزاديخواهان جهان و همه ي اديان ابراهيمي است که در کنار مسلمانان با سياست پليد اسلام ستيزي با اين شيوه هاي نفرتبار مقابله کنند. سران رژيم آمريکا نميتوانند با سخنان فريبنده و ميان تهي، خود را از اتهام همراهي با اين پديده ي زشت تبرئه کنند. سالهاست که مقدسات و همه ي حقوق و حرمت ميليونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطين زير پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، دهها هزار زن و مرد اسير و زير شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده شده و ميليونها معلول و آواره و بي خانمان، قرباني چه چيزي شده اند؟ و با همه ي اين مظلوميتها، چرا در رسانه هاي جهاني غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطري براي بشريت وانمود ميکنند؟ چه کسي باور ميکند که اين توطئه ي گسترده بدون کمک و دخالت حلقه هاي صهيونيستيِ درونِ دولت آمريکا ممکن و عملي است؟!

برادران و خواهران مسلمان در ايران و سراسر جهان!

لازم ميدانم اين چند نکته را به همه متذکر گردم:

اولاً: اين حادثه و حوادث پيش از آن به روشني نشان ميدهد که آنچه امروز آماج حمله ي نظام استکبار جهاني است، اصل اسلام عزيز و قرآن مجيد است؛ صراحتِ مستکبران در دشمني با جمهوري اسلامي ناشي از صراحت ايران اسلامي در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و ديگر مسلمانان، دروغي بزرگ و فريبي شيطاني است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پايبند است و هر آنچه نشانه ي مسلماني است دشمن اند.

ثانياً: اين سلسله ي کينه توزيها با اسلام و مسلمين، ناشي از آن است که از چند دهه پيش تاکنون نور اسلام از هميشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتي در غرب از هميشه بيشتر شده است. ناشي از آن است که اُمت اسلام از هميشه بيدارتر شده و ملتهاي مسلمان اراده کرده اند زنجيرهاي دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ي اهانت به قرآن و پيامبر  عظيم الشأن صلي اله عليه و آله، با همه ي تلخي، در دل خود حامل بشارتي بزرگ است. خورشيد پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.

ثالثاً: همه بايد بدانيم که حادثه ي اخير ربطي به کليسا و مسيحيت ندارد و حرکات عروسکي چند کشيش ابله و مزدور را نبايد به پاي مسيحيان و مردان ديني آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهي در مورد مقدسات اديان ديگر دست نخواهيم زد. نزاع ميان مسلمان و مسيحي در سطح عمومي،  خواسته ي دشمنان و طراحان اين نمايش ديوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ي مقابل آن قرار دارد.

و رابعاً: طرف مطالبه ي  همه ي مسلمانان، امروز دولت آمريکا و سياستمداران آنند. آنها اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عوامل اصلي اين جنايت بزرگ و بازيگران ميداني آن را که دل يک و نيم ميليارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه اي شايسته به مجازات برسانند.

و السلام علي عباد اله الصالحين

سيّدعلي خامنه اي


 

نوشته شده توسط ادیب در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ساعت 9:17 موضوع مذهبی | لینک ثابت


اعلام مراسم هیئت

 مراسم هیئت روضه العباس(ع)ارومیه

            (( به مناسبت شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) ))

        مداحان: کربلایی رضا جاویدکیا  

          کربلایی کریم آسایی

          حاج سیدمهدی حصاری

            2vv3y79c464e614jv373.jpg

                       

    زمان:دوشنبه۱۲/۷/۸۹                      شروع مراسم از ساعت:۲۱

  مکان:روبروی مصلی - ابتدای خ محراب


 

نوشته شده توسط ادیب در شنبه دهم مهر 1389 ساعت 10:54 موضوع اطلاع رسانی مراسمات هیات | لینک ثابت